سه‌شنبه 6 شهریور 1397 @ 11:55

فحش. وصعت

دچار یک تعارض شده ام.

از یک طرف دوست دارم فحش بدهم و اینطوری عصبانیتم را کم میکنم و بعدش هم خنده ام میگیرد به فحشای من درآوردیم و میخندم و شاد شنگول و چست و چابک میشوم.

از یک طرف هم از فحش دادن هم بدم می آید و حس بدی بهم می دهد، مخصوصا وقتی معنای تحت اللفظی کلمات جلوی چشمم می آید، و از آن بدتر وقتی جلوی کسی فحشی از دهنم میپرد که نباید. خیلی خجالت میکشم ، که سعی میکنم با حق به جانب بودن ماستمالیش کنم.

همممم... چرا فحش شنیدم و فهمیدم وجود دارد چیزی مثل فحش، که حالا لذتش برود زیر زبانم، یا شاید زیر دندانم؟ خلاصه لذتش را بچشم و نتوانم از وجودش چشم بپوشم. اگر فحش نمیدانستم با دوتا کلمه ی ساده ابراز احساسات میکردم و خلاص.

_________________________________

راستی، توی یک جای معتبر خبری نوشته بود وصعت... جای وسعت. آدم سرش را به کدام دیوار بکوبد لطفا؟

نظرات (1)
گلابتون بانو
سه‌شنبه 6 شهریور 1397 ساعت 12:18
سلام
امروز اتفاقی و برای اولین بار اومدم وبلاگتون. پستهای آخر رو خوندم خیلی قابل درکه نوشته هاتون! موفق باشی.
پاسخ:
سلام.
خوشحالم که تصادف باعث شد وبلاگمو پیدا کنید.
شما هم موفق باشید.
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد