دوشنبه 29 مرداد 1397 @ 23:04

وقتی کسانی پیشت هستند که از آدمهای آشغال و کثافت دفاع میکنند، دوست داری چوب در آستینشان فرو کنی.

مخصوصا وقتی فلان مجری چاپلوس متظاهر ریاکار را نشان میدهند، هی بگویند عجب مجری رک و مسلط و بامزه ایه.

آره، رک جایی که لازم نیست باشد، یا منتقد در حق کسانی که دیوار کوتاه هستند یا انتقادات کلی کردن بدون اشاره به کسی، که بگویند توی ارگان ما انصاف و حقیقت و بی پرده گوزی هست.

بعدآن نیشخند همیشگی با حرفهای مبتذل زرد بازاری، روزتون پرانرژی و حرارت.

و ادبیات متملقانه و چاپلوسانه، سلام قربان، ارادتمندیم، گوزتان هستیم، روی سر ما برینید.... و خم شدنهای متظاهرانه و ریاکارانه.

همیشه یکی به نعل میزند یکی به کون خودش.

اول یک انتقاد آبکی میکند، بعد اگر دید خطری شد زود سکان را میچرخاند به طرف دیگر. 

بدتر از همه لطیفه خوانی هایش است وقتی توی هاهاهاها خندیدنش، بین هر "ها" چند ثانیه فاصله هست.

دوست دارم با یک کپسول آتش زا بایستم تلویزیون را آب کنم بعد رو به تک تک شان کنم و بگویم فحش بدهید به مجری تا آبتان نکردم.

نظرات (0)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد