چهارشنبه 24 مرداد 1397 @ 13:27

حسنم به اتفاق ملاحت جهان گرفت

از مطب برگشتم. گرما هلاکم کرده بود، لباسها خیس عرق.

تند تند لباس عوض کردم.

در این میان توی آینه قدی نگاههایی به خودم انداختم.

لباس پوشیدم و با دقت خودم را از نظر گذراندم.

بدجور چشمم را گرفتم. وان یکاد بخوانم و در فراز کنم.


نظرات (0)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد