دوشنبه 8 مرداد 1397 @ 05:33

داشتم فکرمیکردم درباره چای و بیدار شدنم و شوهرم بنویسم که لبم خورد به سنگ اُوپن و زیر لبم و داخل لبم شکاف کوچکی برداشت و خون روی چانه ام ریخت.

حوصله ندارم دیگر برای نوشتنش.

نظرات (0)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد