چهارشنبه 6 تیر 1397 @ 02:02

بله مامان

امشب خواهرم که تازه زایمان کرده با شوهرش و دختر سه سال و نیمه شان، آمدند عیادت مادرم.
پسرعمویم  ممد بعدش آمد.
زن ممد پوستش خیلی تیره است و هیکل درشتی دارد.
دختر خواهرم ـ که مادرش سوسودی صدایش می‌زند ـ رفت نشست روی پای  زن ممد و لاکهای رنگ رنگی ناخنهایش را نشانش داد. زن ممد هم حسابی لوسش کرد و نازش را خرید. سوسودی بعدش با خوشی از روی پای زن ممد بلند شد و رفت پیش باباش و با ناز گفت باباااا اون خاله سیاهه خیلی مهربونه.
زن ممد مثل صاعقه خورده ها ساکت ماند. بابای سوسودی هم دستش را گرفت و رفتند توی آشپزخانه. خواهرم آنجا به دخترش گفت سوسودی دیگه این حرفو تکرار نکن بده.  سوسودی گفت بله مامان اون سیاهه.
دوست داشتم به خواهرم بگم باید از سن کمتر به بچه یاد بدیم به رنگ پوست و شکل و ظاهر  آدما اشاره نکنه. اما فکر کردم حالا میگوید پروفسور همه چیز دان باز حرف زد.

نظرات (1)
.
چهارشنبه 6 تیر 1397 ساعت 08:09
دیگه اخر روزمرگی نویسی
پاسخ:
دقیقا
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد