X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
پنج‌شنبه 10 خرداد 1397 @ 19:40

آب از لای موهایم میگذشت و من به شامپویم فکر میکردم که چقدر موهایم را نرم کرده. بعد کامل سر و صورتم را زیر آب گرفتم و آب با شوری بیش از حدش رفت توی دهانم. مثل یک محلول رقیق آب نمک بود. با ناراحتی باز هم موهایم را شستم و به این فکر کردم که این آب چه بلایی سر موها و پوستمان می‌آورد.

توی ذهنم یک مادر جوان را تصور کردم که دارد بچه اش را با این آب حمام می‌دهد. بعد تصور کردم که مادر جوان می‌رود پیش دوستش که جزو آدم های خیلی پولدار است‌، که مادرشوهرم بهشان میگوید تیلیاردر؛ و پیشش درددل میکند که نگران است این آب شور برای بچه‌اش خیلی مضر باشد. بعد دوستش که نفسش از جای گرمی بلند می‌شود، ملامتش می‌کند که چرا از آب شور استفاده می‌کنند و باید هرجور شده آب تمیز برای شست‌و شو فراهم کند، هرطور که شده.. چون او یک مادر است و در برابر سلامت فرزندش مسئول است. ‌مادر جوان می‌گوید که این کار برایشان از نظر اقتصادی ممکن نیست. دوستش می‌گوید نه عزیزم، ببین، تو یک مادری؛ و باید برای سلامت فرزندت هرکاری بکنی. از نظر من اگر توان مالیش را نداشتی که برای بچه ات حداقل امکانات که بهداشت و سلامتی هستند فراهم کنی شاید بهتر بود بچه‌دار نمیشدی.
به اینجا که رسیدیم با خودم فکر کردم مادر جوان الان چه جواب محکمی میتواند بدهد؟
بعد از آنجا که زنهایی مثل دوستِ مادر جوان خیلی به جمله های شعاری دهن پر کن علاقه دارند یک جمله‌ی قلمبه سلمبه میگذارم توی دهن مادر جوان؛ جمله‌ای که اگر خودم بشنوم از شدت شعاری بودنش شروع میکنم فحش دادن به گوینده.
مادر جوان نفسی میکشد و با سری افراشته به دوستش جواب می‌دهد: عزیزم، هیچ‌کس نمی تونه یک زن رو از حق مادر بودن محروم کنه.
ذهنم به عنوان موسیقی متن این صحنه یک عفطه‌ی خیلی بلند ارائه می‌دهد.
بعد دوست زن تحت تاثیر این جمله ی خیلی مهم قرار میگیرد و دستش را میگذارد روی دست دوستش و لبخند میزند.
مثل اینکه خیلی فیلم آمریکایی شد، اثر تماشای پشت سرهم سریال قصه یک ندیمه است.

در واقع زن دوم احتمال زیاد هنوز هم به بحث ادامه میدهد؛ ولی من دیگر بیش از این حوصله ندارم دنباله اش را بگیرم.
حمام زیادی بخار کرده و دارم تنگی نفس میگیرم. میخواهم زود ببرم بیرون.



عفطه در عربی خوزستانی همان شیشکی است.

نظرات (0)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد