X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 @ 06:00

وقتی اخلاقهای پدرم و مادرم را میبینم، متوجه میشوم که چقدر دارم روزبروز بیشتر شبیهشان میشوم.

عصبانیتهای بیجای پدرم. که مادرم قبلا به من گفته بود با پدرت تو جوونی نمیدونستم چطور کنار بیام. هرکاری میکردم ناراضی بود و از دستم عصبانی میشد. شبیه این حرف را شوهرم به من گفته بود. با حالتی مستاصل گفته بود نمیدونم دیگه چکار کنم؟ هرکاری کنم عصبانی و بداخلاقی.

چند روز پیش هم خانه مادرم بودم.

مادرم مرتب داشت بابام را دست می انداخت و بهش غر میزد. خنده دار بود، اما ناراحت هم میشدی. بابام فقط میخندید.

روی کاناپه لم داده بودم و بهشان نگاه میکردم و پیش خودم فکر میکردم چقدر آشناست این صحنه، انگار دارم به خودم نگاه میکنم.

نظرات (0)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد