X
تبلیغات
زولا
شنبه 4 فروردین 1397 @ 17:33

دنیای قشنگ نو

الان کتاب دنیای قشنگ نو را تمام کردم.


بگذار کمی فکر کنم ...


خب. 


کتابش به جز جاهای علمیش روان و گیرا بود. حجم زیادی نداشت و این کمک میکند به روان بودنش.


موضوعش علمی تخیلی بود، که کاملا بیرون است از دایره ی علاقه های من. اما علمی تخیلی صرف نیست و کمی طنز و کمی فلسفی است؛ که لذتبخشش میکند.

 نزدیک به ۹۰سال پیش نوشته شده، که برای دوره ی خودش بینهایت خلاقانه و جالب بوده، با توجه به اینکه هنوز هم هست.


با یک نگاه انتقادی, یک دنیای بی عیب و نقص از نظر پیشرفت تکنولوژی و آسایش و رفاه تصویر شده، که در آن  دنیا هرنوع نگرش هنری یا فلسفی فدای رفاه آدمها شده. یعنی هیچکس حق ندارد به فلسفه و علم و فردگرایی بپردازد. همه باید دایما شاد و اجتماعی باشند. 

به نظر خودم همچین دنیایی واقعا مشکل خاصی ندارد، عیب آن فقط سردی و ملالی است که این نظم و ترتیب بی اندازه به وجود می آورد؛ نبود طنز و شیطنت و جذبه های معنوی میتواند دنیا را ملال آور کند.

اما شاید اگر خودم توی همچین دنیایی به وجود می آمدم، ملال و دلزدگی ای بهم دست نمیداد و جای خالی چیزی را حس نمیکردم.


بهرحال کل مساله ای که مد نظر نویسنده بوده الان زیاد اهمیتی ندارد.

نویسنده خواسته بگوید علم و پیشرفت تکنولوژی دارد ما را به سمت زندگی ماشینی میبرد و در آینده همه ی ما زندگی ماشینی و در ظاهر شادی خواهیم داشت؛ که با یک نگاه به دنیای دور و برمان میبینیم دنیا اینطور نشده و نگرانی نویسنده تحقق پیدا نکرده. بشر درگیر بدبختی است، و هر روز باید کار کند و رفاه شامل حال اقلیت است نه اکثریت.

دنیای الان ما کاملا دور است از دنیایی که توی کتاب از آن صحبت شده، برای همین بعد از تمام شدن کتاب با خودم گفتم خب این هم از این؛ کتابی که هیچ ربطی به دغدغه هام نداره.


نظرات (0)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد