X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 20 دی 1396 @ 02:43

موها افشان،بر روی آن ران

کتاب آدمکش کور را که میخوانم، رویم تاثیر میگذارد و دلم خیلی میگیرد و برای دخترهای کتاب ناراحت میشوم.

رفتم روبروی شوهرم و بهش گفتم وقتی این کتابو میخونم دلم میگیره، دوس دارم پیش کسی باشم تا احساس تنهایی نکنم. میخوام پیشت بشینم و کتاب بخونم. گفت باشه.

سرم را روی پایش گذاشتم و دراز کشیدم، رانش مثل یک بالش نرم بود.

موهایم هنوز از حمام مرطوب بود. روی پاهایش افشاندم شان و کتاب را باز کردم. با خودم فکر کردم حتما از بوی شامپوی موهایم لذت میبرد. داشتم کتاب میخواندم که گوشیش زنگ خورد. گفت ببخشید باید جواب بدم.

گفتم نمیبخشم.

گفت باید با دوستم هماهنگ کنم، برا فردا که میخایم بریم خونه خواهرت. 

قیافه اش دلجویانه بود.

بلند شد گوشی را برداشت و رفت توی اتاق خواب، که صدایش مزاحم کتاب خواندنم نشود.

فکر میکردم سرم را میگذارم روی پایش، و توی موهایم دست خواهد کشید.

همیشه نقشه هایم خراب میشوند.

فصل کتاب تمام شد. با صدای بلند گفتم اوفففف خسته شدم.

دوست داشتم کتاب را بی وقفه بخوانم، و غمگینیش اذیتم میکرد. به خودم گفتم: من چقد احمقم، تا کی میخوام اینقد احمق بمونم.

بلند شدم، ظرفشویی پر از ظرف و آشپزخانه نامرتب بود. دیدن آن همه کار  و تصور انجام دادنش حوصله ام را سر برد.

به خودم گفتم همه شو الان انجام نمیدم. آره. تا جایی که حوصله کنم. 

بعد فکر کردم بهترین کار همین است. اینکه کارها را یک کم یک کم انجام بدهم بهتر از این است که هی عقب بندازمش که یک زمانی همه ش را یک جا انجام بدهم؛ و اینجوری بگذارم کارها روی هم تلنبار بشوند.

ظرف شستن، وقتی اول ظرفشویی را با وایتکس میشوری، و بعد شروع میکنی به شستن یکی یکی ظرفها، حس تمیزی اش را خیلی دوست دارم. این که لحظه به لحظه تمیزی غلبه میکند.

وقت ظرف شستن همیشه زیاد فکر میکنم، هی فکر و فکر.. و سخت است جلوی خودم را بگیرم که با خودم حرف نزنم. توی حمام هم، و قبل از خواب. اینها وقتهایی است که خیلی توی خودم فرو میروم، و افکار خیلی واضح و روشن جلوی چشمم می آیند. مخصوصا خاطرات. انگار همین الان در حال رخ دادن هستند، تا این حد درگیرشان میشوم و احساسی که آن زمان داشتم در من زنده میشود. شانس بیاورم خاطره تلخی نباشد.

ظرفها را شستم، و آشپزخانه را مرتب کردم.

همیشه باید خودم را گول بزنم، بگویم فقط یک کمی از کارها.. بعد که غرق کار شدم کار را تا آخر تمام میکنم.

نظرات (1)
شاهکار
یکشنبه 24 دی 1396 ساعت 16:24
دختری که رهایش کردی را بخون روحیه ات شاد میشه پرفروش ترین کتاب جوجو مویز در امریکا بوده خیلی قشنگ بود رویای از دست رفته ما زنای ایرانی بودش
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد