X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 11 مهر 1396 @ 23:11

وقتی روی دیوار لیز خوردم تا شوهرم دلش بسوزد.

خیلی گرسنه ام.

شام را سرشب سبک خوردم. بعد هرچقدر گرسنه بودم، فقط چایی خوردم باز هم. راستش دیگر چایی خوردن برایم آن کار خوب و جالب گذشته نیست؛ مخصوصا از وقتی فهمیدم چندتا آدمی که خیلی بیخود و پوچ هستند چایخورهای قهاری اند.

الان از گرسنگی خوابم نمیبرد. رفتم یخچال را باز کردم، سوت و کور بود. جلوی شوهرم با بیحالی رو دیوار لیز خوردم و نالیدم: گشنمه. یخچالم خالیه.

گفت میدونم، میخوام برم یه چیزی بخرم؛ تو چی میخوای؟

چندتا چیز گفتم، اما الان یادم آمد که نودل را جا انداختم. ولش کن، نودلهای ایرانی مزه ی نان خشک آفتابخورده میدهند. نودلهای چینی هم که خدا رحم کند.

از گرسنگی حتی پیشنهاد دور زدن با ماشین را رد کردم، درحالی که حوصله م سر رفته :)

نظرات (1)
شهرزاد
پنج‌شنبه 13 مهر 1396 ساعت 03:18
خیلی خندیدم از تصویر لیز خوردنت روی دیوار و نالیدن بعدش
پاسخ:
خدا رو شکر که به هدفم رسیدم
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد