X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 10 مهر 1396 @ 15:53

دیشب قبل از خواب کتاب "وردی که بره ها میخوانند" از رضا قاسمی را خواندم.

کتاب خوبی بود.

 قلمش روان بود. گیرایی داشت. ایرادهای فنی نویسندگان داخلی را نداشت. 

البته من از رکیک نویسی رضا قاسمی خوشم نمی آید و اغلب پیش خودم فکر میکنم که هرچیزی تروتمیزش بهتر است. 

اما جدا از این مساله کتابِ ساده و در عین حال قشنگی بود. 

قلم رضا قاسمی گیراست، چفت و بست رمان محکم است و درونمایه ی کتاب هم خوب است و فکر آدم را کار می اندازد، مثل همه ی کتابهای خوب.

فقط من از یک چیز خسته شده ام؛ از ناله های دایمی مرد نویسنده ی ایرانی. عشقهای نافرجام  جوانی و داغی که بر دل مرد گذاشته؛ و باعث شده که در سن پختگی وقتی عاشق میشود در عشقش دچار دردسر بشود، و این عشق هم ناکام شود. و اینکه همه از سالهای ۶۰ و ۷۰ ضربه خورده اند، و طرز بیان خیلی نزدیک به هم نویسنده های ایرانی درباره این مطلب. 

اینها را هم در کتاب گلشیری دیدم، هم عباس معروفی، هم بیژن نجدی و هم رضا قاسمی.

"شب هول" هرمز شهدادی این مساله را نداشت؛ و برای همین من از کتابش خوشم می آمد.متفاوت بود.


نظرات (0)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد