X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 9 مهر 1396 @ 03:36

قرار بود شوهرم بیاید دنبالم، ولی خوابش برد و جواب تماسهایم را دیگر نداد.

میخواستم بروم حمام، و بعدش بروم حسابی از عدس پلوی نهار بخورم، که با برنج ایرانی پخته بودم و عطر خوبی دارد.

راستش یکی از دلایلی که میخواستم بروم خانه همین مساله غذا خوردن و گرسنگی بود. از آنجایی که ۶۰درصد اخلاقم مال زنهای دوره مادرم است، غذا خوردن توی خانه دیگر برایم کار راحتی نیست.

کم کم گرسنه شدم، و خلقم تنگ شد و این خصلت پدرم خودش را در من نشان داد.

الان خانه مادرم چیزی برای خوردن پیدا نکردم، و دندان درد دارم.

و دلم حمام میخواهد، و مسواک هم نیاورده ام.

تنها دلخوشیم  لباسی است که از خواهر اولم گرفتم تا لباس عوض کنم، که تازه توی خانه ی خواهر سومم شستش، و بوی شوینده اش خیلی خوب است.


نظرات (0)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد